عمو رحمت اله هم به رحمت خدارفت.

جمعه دهم رمضان ، عمو توسط آرایشگر در منزل،اصلاح شد و کف دستان و پایش را حنا زدند و به حمام بردند و او را غسل جمعه دادند.بعد از خوابیدن روی تختش دستانش را به مانند کسی که از درخت ، میوه میچیند ،بلند میکرد.

دختر عمویم میگفت :از او پرسیدم :چکار میکنی آقا؟ گفت دارم  از درخت،صلوات میچینم.

با لبخند به او گفتم: به من هم میدهی؟

-آری،کف دستت را بیاور.

-کف دستم را جلو بردم و دو بار آن حرکت را در دستانم نشاند.

عمو با آرامش چشمانش را بست.فکر کردیم به خواب رفته !

اما... 

 با قلبی آرام به مهمانی خدا رفت...

 

عمو رحمت اله حدود 85 سال سن داشت  و بازنشته بیمارستان مهر تهران بود.

بسیار مهربان و آرام بود . حدود سه سال از همسرش (بانو فرزانگان) پرستاری کرد تا به رحمت خدا رفت.دائم الذکر و باوقار بود .هیچ وقت صدایش را بلند نمیکرد.متین بود و نجیب.آزارش به مورچه ای نمیرسید.

بیدگل که می آمد با پای پیاده ابتدا برای فاتحه اموات به امامزاده ها و سپس به خانه تک تک فامیل سر میزد.

فرزندان خوبی هم به جامعه تحویل داده است که نمونه اند.

خداوند تمامی گذشتگان را در این ماه رحمت غریق رحمت بیکرانش کند. صلوات

 

 

/ 4 نظر / 44 بازدید
صهبای بیدگلی

سلام جناب آقای تمسکی فقدان این بزرگمرد را به شما و سایر بستگان تسلیت عرض میکنم روحش غرق و قرین رحمت الهی و مهمان سفره افطار آقا مرتضی علی باشد خداوند به شما و اخوان محترم علی الخصوص ابوی بزرگوارتان صبر و طول عمر قرین صحت عنایت فرماید پویا باشید

محسن معتمدی

شادی روحش صلوات خدا رحمت کند هکه رفتگان را یا علی

خدمتی

خداوندایشان راغریق رحمت واسعه خویش گرداندوبه بازماندگان صبرواجرعنایت فرماید.

مهدی تمسکی(پسر علیرضا)

خدا بیامرزتشون هر وقت می رفتیم منزلشون می گفتند حج اکبر کردید اومدید