نوبت...بی نوبتی ...!!؟؟؟

خیلی صادقانه از شما میخواهم بگویید اگر جای من بودید چه کار میکردید؟

ساعت 19 امروز اول ماه مبارک رمضان به یکی از قنادی های معروف کاشان رفتم.زولبیا و بامیه های قنادی نانک واقعا"بی نظیره.

آنقدر جمعیت زیاد بود که به سختی میشد وارد قنادی شد. با دیدن جمعیت ،لحظه ای از تصمیم خود پشیمان شدم و خواستم برگردم.اما بعد از چند دقیقه خلوت تر شد و صف تشکیل شد. در میانه صف بودم که فروشنده مرا دید.

(مشتری همیشگی و چند ساله انها هستم و آنها هم مشتری گذری بانک).

با صدای بلند آقای...(توزیع کننده زولبیا و بامیه)را صدا زد و گفت:آقای تمسکی برایت فیشها را آورده.

بعد از لحظاتی شنیدم که یکی از بیرون مغازه صدایم کرد.برگشتم و دیدم که آقای ...بود.

یک بسته یک کیلوئی زولبیا ،بامیه برایم از درب پشتی آورده بود.

اگر جای من بودید چه میکردید؟

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

همین کاری که کردی خیلی خوبه،نوش جونت عزیزم گوشت بشه به تنت.

یک همشهری

سلام من اگرجای تو بودم برای یک قنادی دروبلا گم تبلیغات نمیکردم اگر جای توبودم احترام بقیه مشتریها رامیگرفتم

mf

سلام راستی بیست خرداد شد مگه امتحاناتت چطور بو د حالا چکاره شده ای تو بانک؟

امید

جعبه زولبیا رامیزدم تو سرش بعد میامدم بلوار امام قنادی سرمدی خرما میخریدم (آخر یک کیلو زولبیا این قدر مطلب نوشتن داره)

رفیق

برو کشکتو بساب احمد جان دست از این عوام فریبی بردار

مسعود تمسکی

سلام دستش را کوتاه نمی کردم و می گرفتم ولی میگفتم که ترجیح می دهم در صف بایستم تا حق کسی ضایع نشود

ایمانی

سلام جناب تمسکی عزیز حالا که بامیه را گرفتی و آوردی منزل از من می پرسی چکار کنم. این روابط زندگی را در جامعه مشکل می کنه چرا حق دیگری را به شما داده و از شما انتظار داره یه روزی در بانگ حق دیگری را به ایشون بدی . فکر کنم جوابم کامل باشه.....

ایمانی

مجددا سلام چرا مدتی است که با نظرات زیبات من را محروم کرده اید.

رحیمی

سلام اگرتوی رودربایستی هم بود می گرفتم ولی ازته دل از این کارخودم بدم می امدوراضی به این کار هرگزنیستم! این جوروقت ها اگرطرف رابرگردانی شاید مصداق رداحسان باشد که ان هم کاربدی است.ولی به هرحال تصمیم سختی است وبه شما هم حق می دهم مرددباشی . راستی خودت چه کردی؟