عجیب ،جالب وباور کردنی

هفته گذشته برای خرید زغال به فروشگاهی در بیدگل که فقط این متاع را میفروشد، رفتم.

با در بسته مواجه شدم .اطلاعیه ای روی در نصب شده بود :در صورت بسته بودن با این شماره تماس بگیرید.شماره را گرفتم .بعد از سلام و احوال پرسی وبدون معرفی ،گفتم زغال میخواهم.

- الان کجاهستید؟

- روبروی دربی که ای اطلاعیه زده شده.

کروکی محل کلید را داد و گفت :انرا بردارید.

-کلید را پیدا کردم.

-درب را باز کنید،کلید برق سمت چپ شماست.نایلون های قرمز 3 کیلویی است و 5هزار تومان(قابل ندارد)

-پول را کجا بگذارم؟

-روی باسکول و یک آجر روی آن بگذارید.برق را خاموش ودرب را بسته و کلید را در جای خود بگذارید.

این هم یک داستان مدیریت فروش غیر حضوری با چاشنی اعتماد به مشتری 

/ 3 نظر / 8 بازدید
ح.ج

سلام جالب بود[گل]

مسعود تمسکی

سلام. جالب بود