شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

نگاهی گذرا به زندگینامه حاج محمد تمسکی بیدگلی

 محمد سومین فرزند ذکور خانواده حاج استاد مختار تمسکی در سال 1313 درخانواده ای مذهبی در کوچه عصارها واقع در محله درب ریگ بیدگل چشم به جهان گشود  .

آموزش خواندن و نوشتن و فراگیری قرآن را در مکتب خانه پدر خویش به همراه دیگر هم سن و سالان  خودآغاز و همچنین  آموزش پارچه بافی با دستگاههای  بافندگی آن زمان (شعربافی) را در کارگاه پدر فرا گرفت.

در سن 12 سالگی یعنی سال 1325 مادر خود را که بعد از بازگشت از سفر کربلا دچار تب کشنده حصبه شده بود از دست داد.

این  غم بزرگ تاثیری ژرف در روحیات کودکانه وی گذاشت.

 شغل شعربافی یکی از اصلی ترین منابع درآمد آن دوره بود و ایشان به همراه پدر خویش گاها به شهرهای مختلفی بابت فروش پارچه سفر می کرد که چند خاطره جالب از این مسافرت ها را در پستهای آینده   ذکر خواهم کرد.

                     در سن 19 سالگی یعنی سال 1332  عازم خدمت سربازی  شد 21 ماه از دورن خدمت خود را در دانشکده افسری تهران گذراند که در آنجا حشر و نشر با افسران درس خوانده و همچنین مطالعه در کتابخانه دانشکده افسری در ایام فراغت  با توجه به اندوخته ای که از مطالعه کتابخانه پدر  در منزل داشت تا حد زیادی در افزایش اطلاعات و آگاهی عمومی  وی در مواجهه با اجتماع  گذاشت.

ایستاده از راست نفر پنجم                                                                             بعد از بازگشت از سربازی و در سال 1335 با همسر دلخواه خود یعنی  فاطمه اولین دختر مرحوم حاج حسین لطفی ازدواج کرد.

شغل پارچه بافی با ظهور شرکتهای ریسندگی و بافندگی کاشان به افول گرایید و ایشان برای داشتن شغل به تهران مسافرت کرد در آنجا با توجه به آشنایی با  افسران دانشکده افسری نهایتا در سال 1338 در شرکت نفت استخدام شد.

شرح کامل آن در زندگینامه تفصیلی خواهد آمد.

اولین فرزند ذکور ایشان یعنی حمیدرضا  در سال 1339 دیده به جهان گشود.

تعداد فرزندان وی 6 پسر و 1 دختر می باشد که همه دارای زندگی مستقل می باشند و ایشان هم اکنون  با همسر خود با توجه به بازنشستگی در سال 1368  تا بحال به زندگی مشترک خود ادامه می دهند.

در سالهای 1353 و 1365 به همراه هم  عازم حج واجب گردیدند و عشق به اهل و بیت عصمت و طهارت  ایشان  را 2 بار به کربلا  و سوریه و سفرهای متعدد به مشهد مقدس کشانده است .

خوش صحبتی و خوش سفری و مهمان نوازی و زندگی خوب ایشان با همسر همواره زبان زد  دوستان و فامیل بوده و نکته حائز اهمیت و به قول ایشان یکی از کارهایی که ثواب آن شاید از حجهای واجب بیشتر بوده است  اصلاح وی در جامعه و خصوصا  بین زن و شوهرهایی  که اختلاف داشته  و تا سرحد طلاق نیز پیشرفته اند، بوده است.

اینجانب قصد دارم عکسهای قدیمی، حکایات جالب و داستانهای قرآنی که با گویشی لطیف توسط ایشان در  جمع دوستان و فامیل گفته شده است  را جمع کرده و به ندرت در وبلاگم جهت  استفاده دوستداران بیاورم.

با توجه به به آرتروز شدید و پیشرفته ایشان و همسر مکرمه شان برای همه پدر و مادرها  آرزوی سلامتی و سربلندی دارم و از خداوند جهت شادی ارواح کلیه پدر و مادرهایی که دستشان از دنیا کوتاه است آرزوی غفران الهی دارم.

 حاج آقاعلی عصیری یکی از دوستان و همسفران قدیمی (مثلا"مسافرت با موتورسیکلت به اصفهان با جاده خاکی حدود50سال پیش)درعیادت از حاجی

بقیه عکسها در ادامه مطلب


                                         نشسته از راست ردیف جلو:مرحوم حشمت اله نیکبخت-حاج محمد تمسکی -مرحوم حسین الهیارزاده

ردیف دوم:حمیدرضا تمسکی-مجیدرضا تمسکی - مرحوم حاج احسان تمسکی

عکس در زمان سربازی مرحوم حاج احسان در خرم آباد

  گواهینامه دوچرخه(بی سیکلت)

کارت واکسن قبل از اعزام به حج تمتع سال 1353

[ جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب