شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

آقا رضا میگفت :یک روز توی تهران مشغول رانندگی بودم ‘و همزمان با موبایل هم صحبت میکردم.

نزدیک یک تقاطع متوجه آقای پلیس شدم که داشت به من نگاه میکرد! در یک لحظه گوشی را از دستم رها کردم ومشغول خاراندن گوش شدم.

وقتی به چراغ قرمز تقاطع رسیدم ‘آقای پلیس با یک لبخند معنا دار یواشکی به من گفت:

خودتی!!!!!! حالا گوشیت را از زیر پات بردار خاکی نشه!!!! 

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب