شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

مجتمع معلولین و سالمندان گلابجی

وجداناً فکر نکنید که چون نام این وبلاگ «شدشد نشد نشد» است نویسنده آنهم آدم بی خیالی است.

نه عزیزم بعضی واقعیتها وجود دارد که باید بشود و اگر نشود کار خراب می شود. درست است که  مشغله ها زیاد است ، ولی ترا به خدا  اگر هر هفته  و هر ماه فرصت نمی کنید لااقل سالی یکبار هم که شده  به آسایشگاههای معلولین و سالمندانی که در اطراف  ما هستند سری بزنیم ( مثل خود بنده)

دوشنبه همین هفته که 21 روز از بهار 91 را سپری می کریم به همت رئیس شعبه و به اتفاق چند تا از همکاران خانم و آقا مثل سال گذشته با خرید  چند جعبه موز و چند کارتن تاید (همیاری کل همکاران) ساعت 30/14 بعد از تمام شدن ساعت کاری بانک راهی آسایشگاه سالمندان و  ومعلولین گلابچی شدیم.

درابتدا توضیحاتی کوتاه از آقای اشتری مسئول روابط عمومی و جذب مشارکتهای مردمی آن مرکز را شنیدیم و شنیدیم که این مرکز به وصیت خیّر نیکوکار  مرحوم حاج سید عباس گلابچی و توسط فرزندان  گرامی ایشان در مهرماه 1379 افتتاح و به صورت هیئت امنایی اداره میشود.

این آسایشگاه با وسعت 40 هکتار و زیر بنای 14 هکتار از حدود 300 سالمند و معلول در 5 خوابگاه نگهداری میشود.

در صحبتهای آقای  اشتری از لطف و کمکهای تمامی مردم کاشان خصوصا خیرین گمنام که به گفته خودش نام آنها را خیلی دیده ایم  ولی خودشان را هنوز ندیده ایم به گوش می خورد.  بعد از صحبتهای ایشان چند سوال از همکاران در خصوص وضعیت مددجویان و ... مطرح شد  که توسط  آقای اشتری پاسخهای جامعی داده شد .

خاطرات تلخ و شیرین........

یکی  از خاطره های شیرین ایشان این بود که می گفت قبل از عید امسال تصمیم گرفتیم که در ایام عید یک روز در میان به مددجویان نهار کباب بدهیم تا فرقی با بقیه سال  داشته باشد. اما آشپز مرکز گفتند : که گوشت گوساله موجود کفاف این تصمیم را نمی دهد و نیازبه گوشت یک گوساله بزرگ داریم.

فردای آن روز از  نگهبانی تماس گرفتند که یکی از روستاها یک لاشه گوساله بزرگ را ذبح کرده اند و اجازه ورود برای تحویل به آشپزخانه را دارند که همه مسئولین از این موضوع خیلی خوشحال شدند و این تصمیم عملی شد.

و خاطره تلخی  که ایشان یادآور شدند  تصمیم  مسئولین شرکت آب و فاضلاب برای قطع آب مجتمع بر اثر نپرداختن قبض بود که اتفاقا"  اعضای شورای شهر برای بازدید در مجتمع بودند و از این کار جلوگیری کردند.

خلاصه اینکه کمکهای دولتی که به این مرکز میشود 30% هزینه های مجتمع را تامین می کند و 70% هزینه ها توسط مردم فهیم و خیّر کاشان اداره میشود.

و اما بعد ...

در این که  مجتمع سالمندان و معلولان یک نیاز جامعه است شکی نیست ولی  کمرنگ شدن عاطفه  و فراموش کردن والدین توسط فرزندان  نیز  واقعیت تلخی است که اجتماع به آن دچار شده  است.

در بازدید از اتاقهای خانمها پیرمردی را با ویلچر دیدیم که در کنار تخت پیرزنی مشغول گفتگو بود. آقای اشتری گفتند ایشان شوهر  این پیرزن  است و در دو خوابگاه جداگانه زندگی می کنند و هر روز به عیادت همسر خود می آید و گفتند که از این 6 خانم که در این اتاق بستری هستند، 5 نفر ازایشان فرزند ندارند.

بناگاه پیرمرد ویلچری با ادبیاتی زیبا ضمن تشکر از بازدیدما با لهجه روستایی خاصی سخنان تلخی را یادآور شد که : «  این خانمها فرزند ندارند ولی من و همسرم به اندازه یک دور تسبیح فرزند و نوه داریم و جوانی خود و همسرم را در بزرگ کردن اولادها به پیری رسانده ایم ولی ما را به اینجا آورده اند و هیچ کدام ماه تا ماه به دیدار ما نمی‌آیند.»

-        خداوند انشاءاله به همه توفیق بدهد تا در امتحانهای زندگی با سربلندی و سرفرازی طی مسیر کنیم.

-        بازهم برای دست اندرکاران وکارکنان مجتمع آرزوی سلامتی وطول عمر با عزت داریم.

-        ضمنا" مجتمع همه روزه در دو نوبت صبح وعصر آماده بازدید عموم مردم میباشد.تلفن5309220  

 

 

[ چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب