شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

اسمش حسن رضایی بود .معروف به خالو

در امامزاده سلطان صالح ع روستای کاغذی ،نزدیک شهر ابوزیدآباد دفن است.اصالتا" هم بچه همانجا بود.

مسجد خالو در خیابان طالقانی کاشان است.اگر نماز در آنجا نخوانده اید ،قطعا" نامش را شنیده اید.

زمین این مسجد را مرحوم حسن رضایی (خالو)با درآمد کارگریش خریداری و وقف مسجد کرده است.

پدرم میگوید بعد از ساخت مسجد و نامگذاری بنام مسجد آیت اله یثربی،بدرخواست خود مرحوم آیت اله یثربی دوباره نام مسجد را برگردانده وبه نام مسجد خالو نامگذاری کردند.

حاجی تعریف میکرد: که خالو بسیار مرد ساده و با ایمان و شاکری بود .

یک شب که در شرکت نفت کاشان شیفت  بودم،خالو را دیدم که به همراه همسر و دخترش به پمپ بنزین آمدند.بعد از سلام و احوالپرسی ،علت آمدنش را جویا شدم.

خالو گفت قصد رفتن به تهران و از آنجا قصد داریم به پابوس امام رضا ع برویم. گفتم بی موقع است و در این نیمه شب ماشین برای تهران پیدا نمیشود!!

خالو با خونسردی و با لهجه شیرین ابوزیدآبادی خود گفت:

خدا بزرگ است.

این قضیه مربوط به بیش از 40سال پیش است .وسیله رفت و آمد خیلی کم بود. آن روزها در پمپ بنزین خیابان 22بهمن کاشان، گازوییل هم عرضه میشد.

چند دقیقه ای بیشتر نگذشته بود که یک اتوبوس از یزد وارد پمپ شد و بعد از پرسیدن مقصدش ،معلوم شد که به تهران میرود..خالو را صدا کردیم و او را روانه تهران کردیم.من و همکارم نگاهی همراه با تبسم به یکدیگر کردیم و از اینکه به این سرعت ،وسیله برای ایشان فراهم شده بود ،متحیر مانده بودیم.

خداوند ایشان و کلیه بانیان خیر را رحمت نماید.

[ جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب