شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

از بچگی با هم بوده ایم.

این کنار هم بودن در دبیرستان به اوج رسید.

پدرش مرد با وقار و متینی است.آقای ایمانی (صاحب وبلاگ فقط بخاطر شما) دایی بزرگوار ایشان است.

باحال است و یه جورایی دوستدار ادبیات و فرهنگ پارسی.

گاها" شعر هم میسراید.

خوش سفر است و با اخلاق و متعهد.

رفت و آمد خانوادگی داریم.در کارش یعنی بیمه کارآفرین ،هر کاری دستش باشد برای مشتری انجام می دهد.

سادگی ، صحرا ،دشت ،بیابان ، آرامش و قلیان راخیلی دوست دارد.

شوخ و خنده روست.

می میرد برای غذاهای سنتی و آبگوشتی.

دو نظر برای دو پست اخیرم گذاشته.متفاوتند و جالب.

چند روزی صاحب وبلاگ""" کتیبه """شده است.

آدرس:http://katibeh184.mihanblog.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برایش آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

 

کامنت ایشان برای برگی از خاطرات کربلا

سلام این سید بزرگوار میخواسته از دست تو ، از دست دوماد ناخلفش، یه جوری خودش را گم کند تا شاید از شرت راهت شود، تو هم با لجاجت ، اینور اونور دنبالش می گشته ای، یعنی اینا نفهمیدی!!؟؟ پناه بر خدا!یعنی پدر زن از دست دومادی مثل تو چقدر باید زجر و بدبختی کشیده باشه، که پناه به حضرت عباس و امام حسین برده باشد!! یعنی تو هم هی دنبالش گشتی تا پیداش کنی!؟ اقدر حالینت نشد که تصمیم گرفته بوده که حداقل چند روز مسافرت را یه جوری از گیر تو راحت باشه!!؟

کامنت ایشان برای پست رفقای قدیمی

با درود و سلام از کودکی، یعنی از زمانی که حاجی محمد را در محله قدیمی (توی ده) ، خصوصا بیشتر در مغازه حسین خیاط( آقای ایمانی)، میدیدم، او را مردی خوش مشرب و خوش برخورد و بذله گو و مردم دار میشناختم، شیرین سخن بودن و خوش صحبت بودن او از دیگر صفاتی بود که باعث میشد هر شب تعدادی از اهالی محل در مغازه حسین خیاط پای داستانهاو حکایتهای او بنشینند، تدین و دیانت واقعی او از یک طرف و آشنایی او به روشهای درمانی انواع بیماریها از طریق مواد گیاهی و خوراکی(آنچه که امروزه طب گیاهی مینامند) باعث شده بود که حاجی مورد وثوق و اعتماد مردم نیز باشد، جمیع خصایل مذکور امروزه در کمتر کسی میتواند جمع باشد، در ذهن هر کودکی شاید کمتر کسی بزرگ (بزرگوار) جای میگیرد و همواره بزرگوار باقی میماند، که حاجی محمد بزرگی اش تا ایام دبیرستان که به گونه های مختلف ، خصوصا افطار های ماه ر مضان ،همراه با بعضی از بچه های آن دوران در منزل شما جمع میشدیم در ذهن و ضمیر ما باقی ماند، و این ارادت درونی به خصایل درونی به این مرد شریف در وجود همه ما وجود داشت و دارد . خلاصه مطلب آنکه حاجی محمد تمسکی مردی است که برای اکثر افرادی که او را میشناسند ، نمونه بارز

 

[ چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب