شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

یکی از همکارانم که رفت و آمد خانوادگی هم باهم داریم این گونه تعریف میکرد:

به اتفاق برادر بزرگترم همراه با خانواده هایمان تصمیم گرفتیم که پدر و مادرمان را به کربلا ببریم .این موضوع از حدود 2 سال پیش است.القصه به نجف که رسیدیم برای زیارت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام آماده شدیم و با کاروان دسته جمعی رفتیم.

کل پول پدرم که 350هزار تومان بود را از جیبش زدند!

وقتی به هتل برگشتیم،خواست سیگار بکشد از این موضوع مطلع شد .و بیا وببین که همه هتل را روی سرش گذاشته بود.از او نوع پولها را پرسیدیم.گفت:5تا چک پول 50هزار تومانی4تا اسکناس 10 تومانی و 2 تا اسکناس 5 تومانی!

رییس کاروان برای دلداری ایشان که پدر شهید هم بود گفت: قصه نخورید . موردهای مشابهی هم داشته ایم. نماینده شرکت شمسا پولهای پیدا شده را تحویل کاروانها داده اند.شاید پول شما هم پیداشود.

من و برادرم دیدیم که ممکن است پدر بر اثر فشار خون به صبح نرسد و ...!!!

پولهایی که پدر نشانیش را داده بودبا برادرم آماده کردیم و به رییس کاروان دادیم و گفتیم :زحمتش را بکش

گفت: باشد صبح

گفتیم:ممکن است دیر شود!!!

ایشان به درب اتاق رفت و پدرمان را صدا کرد و گفت:یکبار دیگر نشانی پولها را بده

پدرم هم با دقت تمام همه را گفت.

رییس کاروان پولها را به ایشان داد و گفت :اینها را کنترل کن ببین درست است؟

پدر در حالی که دستانش میلرزید با وسواس خاصی آنها را کنترل کرد و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت:دقیقا" درست است!!!

فقط

فقط

-فقط چی؟

یک کش کرم رنگ دور آنها بود که پولها را لوله کرده بودم و در پاکت سیگارم گذاشته بودم،نیست!!

همه خندیدند و یکی گفت: شاید آن را تحویل شرکت شمسا نداده اند.

پدرم رو به مادرم کرد و گفت :مادر علی به تو گفتم که پول حلال گم نمیشه!

بعد هم رو به زیارت نجف کرد و گفت: یا جناب علی ع دستت درد نکنه 

[ شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب