شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

پدرم این حکایت را از قول پدر بزرگم مرحوم حاج استاد مختار تمسکی نقل میکرد.

استاد قرآن مرحوم حاج مختار تمسکی

 

 

در زمان شاه عباس و قبل از زلزله معروف ،در بیدگل بیش از 600 دستگاه پارچه بافی وجود داشت.پارچه های نخی شبیه برزنت به نام "قطنی" تولید میکردند و مقاومت این پارچه ها به حدی بود که برای تست پارچه چهار طرف آن را 4 نفر میگرفتند و در آن بشکه های آب میریختند،ولی قطره ای آب از آن نشت نمیکرد!

*****

در همان زمان شاه عباس با پای پیاده عازک کربلای معلی میشود.

وقتی با تشریفات خاصی به زیارت امام حسین ع میرود دستور میدهند تا یکی از بهترین مداحان در حرم برایشان روضه بخوانند. آن مداح هم بعد از خواندن اشعاری ،این گونه وارد مصیبت میشود که: اگر آنزمان کسی به ندای "هل من ناصرتان" پاسخی نداد،حال تماشا کن که پادشاهان با پای پیاده ....

دل شاه عباس میشکند و شروع به گریه میکند و به امام حسین علیه السلام متوسل که:آیا زیارت من مقبول حضرت هست یا خیر؟

در عالم خواب هاتفی ندا میدهد که:

"زیارت شما قبول است ولی به قبولی زیارت عبدالمجید قطنی باف بیدگلی نمیرسد."

بعد از برگشت از سفر تصمیم به آمدن بیدگل و پیدا کردن عبدالمجید قطنی باف بیدگلی ،میگیرد.

با لباس مبدل با چند سوار عازم بیدگل شده و سراغ دلالان و تاجران قطنی می آید.از قضا نام عبدالمجید را فراموش کرده است.

در آن زمان هر تولید کننده پارچه قطنی "مارک" مخصوص خود را بر پشت پارچه ها میزده است.

انواع پارچه ها را دلالان برای پسند برایش می آورند و او اسم فراموش شده را در مارکهای پشت پارچه نمی یابد.

تقریبا" نا امید می شود تا اینکه از دلالان می پرسد پارچه بافی دیگر نیست که برایم نمونه ای از کارش را نیاورده باشید؟

میگویند :پیرمردی بنام "استاد عبدالمجید" هم هست.با شنیدن این نام شاه از جای برمیخیزد و میگوید مرا نزد او ببرید.

پس از آشنایی با استاد از ایشان میخواهد تا با همراهانش شب را مهمان استاد شوند .

استاد هم با گرمی میپذیرد و پس از خوردن شام ساده ای ،شاه عباس خود را به استاد معرفی و ماجرای خواب را برایش تعریف میکند....

از استاد عبدالمجید میپرسد که تو چگونه آقا امام حسین  ع را زیارت میکنی؟

- من تاکنون موفق به رفتن کربلا هم نشده ام ،ولی هر شب قبل از خواب به زیر آسمان ایستاده و از راه دور  رو به کربلا و آقا را زیارت میکنم.

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

این عکس را حدود 5 سال پیش از پدر و نوه ها با گوشی موبایل گرفتم.

 

و این عکس ار 30 آبان 1393 میباشد.

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٦:٥٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

 

 

 


ایشان دکتر محمدحسین نیکنام، قائم‌مقام وزیر بهداشت در امور همکاری‌های بین‌المللی و گوینده رادیو ایران است.

حدود سی سال است که صبح ها در رادیو ایران به ترجمه و تفسیر آیات قرآن می پردازد.

اخیرا" هم قبل از اخبار سراسری ساعت 21 شبکه یک ترجمه یک آیه از قرآن را پخش میکند.

یقین دارم کسی نیست که صدای دلنشینش را نشنیده باشد.از زمانی که به دبستان میرفتم تا به حال وقتی از رادیو صدایش را می شنیدم،آرامش خاصی به دلم می نشاند.

پنجشنبه اول آبان 93در مراسم بزرگداشت والدین خیر بزرگ شهرمان، حاج احمد ابریشم چی ، توفیق دیدن ایشان نصیبم شد . بسیار مرد متین ، آرام و متواضعی هستند.

این هم دو لینک صوتی و تصویری از ایشان:

 

لینک صوتی وتصویری :http://www.behdasht.gov.ir/?siteid=1&pageid=32927

لینک صوتی رادیو قرآن: http://radioquran.ir/?part=menu&inc=menu&id=777&

[ دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب