شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

استاد عزیزم آقای سید حسن سعید زاده بیدگلی که با این ادبیات برای اینجانب کامنت میگذارید:



دلت روشن

شما که تمسک جسته اید به مستمسکی مستور و در مرصاد امساک چوب سیاه ما را زاغ میزنید به کدامین آلائ تلمیح بیانتان را نثار حضیض آبرویمان میکنید و جسم هزال هزیلمان را میلرزانید
چندی است که به مرصادید
حقیر زمین خورده گرد و غبار قدوم مبارکتان هستم

خودتان که سرورید و آقایید.
مسرور باشیدhttp://www.sahba313.blogfa.com /

شما را به خدا رحمی،ترحمی...

برای  ما زیر دیپلم نظر بگذارید.ما با این قایق شکسته و این پاروی ناقصمان تاب امواج خروشان اقیانوس ادب و فضل جنابعالی را نداریم و در غرقاب این بحر به سر منزل مقصود نتوانیم رسید.

سید دوستت دارم.کوچولوتم.شماره کفشت را در دو ضرب کنی وزن ماست.التماس دعا

 

[ سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

قالب وبلاگم بی خود ،بی خودی به هم ریخته.

حوصله ام نمیرسه.

دلم خیلی گرفته است.

پدرم مریض و ناتوان شده.

سه روز در هفته به مسجد می بردمش.

چند هفته است که نمی تواند بیاید.

میگوید پاهایم گیر ندارد.

استاد خوش چشم دیروز می گفت:همیشه چرکنویس ها جالب تر و واقعی ترند!

استاد صفایی هیچ نحوی کوتاه نمی آید.

پای بچه به سیم مودم گیر کرد و افتاد.

خسته ام.

محسن بذر افشان از فقر آهن نوشته هایم گله دارد!

می گوید رسما" اعتراف کرده ای که ذی ذیم.

اربعین نزدیک است.امسال از امام حسین (ع) چی فهمیدم؟

خدایا کمکم کن ،تا ناشکری نکنم.

از شدت تشنگی خاطرات گذشته با عکسی از خانه قدیمیمان خودم را سیراب میکنم.

[ دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

_گفتی 20دقیقه سیستم را روشن میکنم و چند تا وبلاگ را  می بینم و یه پست میذارم و میام

-بابا اومدم دیگه. چشم ،چشم

_ساعت 5/1 نصف شب شده هنوزم که پای اینترنتی

-باور کن که تموم شد ،اومدم...

-من برای خودت میگم .فردا روز رونده و بانک خیلی شلوغه.بعد ازظهر هم دانشگاه کلاس داری .رحم به چشمهای عمل کرده ات بکن.   

انشااله خداوند ما را قدردان نعمتهایی که به ما داده است قرار دهد.همسرم سیده و خانمی بسیار متین است که همیشه رضای خدا را در انجام امورات محوله اش در نظر دارد.مادری مهربان برای فرزندانم و دختری قدردان برای والدینش و عروسی نیکو برای والدین من و...هر چه بگویم کم گفته ام.

سعی میکنم حرفهایم در حد شعار نباشد و مراعات خود و خانواده را در زمان  وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی بنمایم.انشااله

[ یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

سه سال پیش برای اولین بار برای تماشای نمایش خورشید کاروان از سوی دوست عزیزم مهدی شعبانی دعوت شده و به همراه خانواده به تالار ارشاد خ نطنز رفتم.این تئاتر را گروه فرهنگی خاتم کاشان با پشتیبانی موسسه فرهنگی فدک تهران برگزار می کنند.دو سالی است که افتخار همکاری با بروبچه های گروه خاتم کاشان را در اجرای این نمایش پیدا کرده ام.هرچند فعالیت من در کمک به اجرای این نمایش بسیار جزئی میباشد،لیکن امیدوارم این تلاش کوچک که نمایشی از عبور حزن انگیز کاروان اسرای کربلا از دیر قدیمی در مسیر کوفه به شام میباشد و قصه قصه های زینب س را برای ساعتی در سالنی برای بیننده تداعی میکند، مرهمی بر جای سیلی صورت کودکان یتیم اهل بیت علیهم السلام  باشد.واینک:

یازدهمین سال اجرای نمایش عاشورائی ؛

 

" خورشید کـاروان "

با اجرائی از گروه فرهنگی خاتم کاشان

7 تا 14 دیماه - ساعت 19

کاشان - خ نظنز - تالار فرهنگ

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ گـروه فـرهنگی خاتـم کاشـان مراجعه نمایید.

[ چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

برگرفته از وبلاگ وطن من بیدگل از دوست عزیزم آقای حسین بیدگلی

...پسر عمویم محمد بیدگلی و خواهرش مهین خانم  بچه های حاجی عباس بیدگلی هم اهل شعر و هنر هستند  امروز یک رباعی از محمد بیدگلی پسر عمویم بر دیوار دکان محمد برادرم دیدم که برای گنبد شازده قاسم سروده شده بود  با این مزمون :

گنبد دوار را ، رشک بر این گنبد است / خفته در این گنبد از سلسله احمد است

فخر نکن جرثقیل ، این نه توان تو بود / بلکه توان تو هم ز صاحب مرقد است

است

[ سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

بالاخره باند دیگر خیابان واصف هم آسفالت شد.من به نوبه خود از کلیه دست اندر کاران و....که توانستند به این آرزوی چند ده ساله !!!مردم جامه عمل بپوشانند،تشکر میکنم. 

[ یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

 پنجشنبه عصر حاج امیر جندقیان هم از میان ما رفت.

خداوند رحمتش کند.مرد متین و با اخلاقی بود.ضمن عرض تسلیت به خاندان محترم جندقیان ،غم از دست دادن پدر را به همسر مکرمه برادرم حاج مجید نیز تسلیت گفته واز خداوند منان برای ان مرحوم طلب غفران دارم.

[ جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

برگرفته از فارس نیوز

 "مراسم کتل بر اساس نذر خانواده‌های نوش‌آبادی، به قصد ادب به آستان اهل بیت (ع)، و بیمه‌کردن فرزندان خردسال خود با آداب خاصی برگزار می‌شود. در آیین کتل طفل شش ماهه‌ای به نماد حضرت علی‌اصغر(ع) بر اساس نذر مادر کودک که نذر کرده سفیدپوش یا سیاه پوش باشد و بر سرش، سربندی با یکی از اسما مقدس ائمه می‌بندند و با گونه‌های قرمز بر روی دست فردی سوار بر اسب به نماد امام حسین‌(ع) قرار گرفته در حالی‌که در کنار هر کتل مرشدی با قرائت اشعاری در مصائب امام(ع) حرکت می‌کند. بر روی اسب کتل قالیچه‌ای انداخته شده و بر قسمت جلوی زین اسب، دو کارد به صورت ضربدری می‌بندند و برای حفاظت کودک، تیغه آنرا با پارچه می‌پوشانند و بر سر آن میوه‌های سیب و پرتقال یا انار قرار می‌دهند. بر پیشانی اسب دو آیینه می‌بندند و بر قسمت‌هایی از بدن اسب، که پوشیده نیست، پارچه‌های سبز سفید یا سیاه می‌بندند. در دو طرف اسب کتل، سه نوجوان که لباس مخملین پوشیده‌اند و چوب در دست دارند به نام شاطر، حرکت کرده و یک نفر نیز سوار بر اسب ، با یک دست کودک را در بغل گرفته و با دست دیگر چتری بر سر او نگه می‌دارد. پدر کودک نیز به همراه کتل، تنگی از شربت در دست گرفته و از مردم پذیرایی می‌کند. مردم نوش‌آباد، کودک خردسال خود را کتل می‌کنند تا بگویند، ای کاش در کربلا بودیم و کودکان را احترام می‌کردیم و کودکان خود را فدای علی اصغر امام حسین می‌کردیم. کتل کردن کودکان درخانواده‌های نوش‌آبادی قبل از تولد نوزاد و یا برای گرفتن حاجت و سلامتی کودکانشان نذر می‌شود. شهر نوش آباد از توابع آران بیدگل یکی از مناطقی است که از قدیم‌الایام برگزار‌کننده آیین‌های سنتی مذهبی ویژه و منحصر به فردی همچون مراسم کشته‌برداری، خیمه‌برداری، خیمه‌سوزی، کتل و تعزیه‌خوانی می‌باشد که سابقه اجرای آن بیش از نیم قرن است."

جای شما خالی امروز نوش آباد نهار دعوت داشتیم ،چون همکارم یوسف شیخ زاده ،محمد صادق کوچولویش را کتل کرده بود .

بعد از نهار ،در خیابان چای نبات صلواتی خوردیم .این هم عکسی از آن که حیفم آمد در این پست نگذارم.

خداوندا به کرمت از همه زحمتکشان و عزاداران و.... امام حسین ع قبول بفرما.

[ دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب