شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

[ پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

لذتی در عفو است که در انتقام نیست.

این جمله مورد تایید همه است،لیکن مطلب زیر را بخوانید و نظر خود را بدهید.

یکی از دوستان اهل کاشان تعریف میکرد که:با دوچرخه دور میدان 15خرداد رسیدم که ناگهان 2 تاکسی اراده کرده بودند یک مسافر را که منتظر تاکسی بود ،سوار کنند.یکی از تاکسی ها موفق به این کار شد ودیگری (که من و دوچرخه ام را در نرسیدن به هدفش مقصر میدانست)،با ناراحتی عرصه را بر من تنگ کرد ومرا داخل جوی پیاده رو دور میدان 15خرداد انداخت ! 

وقتی خودم را جمع و جور کردم و دوچرخه را از جوی بیرون کشیدم ،با تندی به راننده تاکسی گفتم: چه میکنی؟؟ 

در جواب به من گفت:یک سکه 5 تومانی به من بده(کرایه یک کورس در آن زمان)

سکه را از جیبم درآوردم و با تعجب گفتم :بیا این 5 تومان!

راننده با خنده ای تمسخر گونه گفت:خودت و دوچرخه ات یک مسافر را از دستم گرفتی ،این کرایه را از تو گرفتم تا دیگه این کارها را نکنی.

هنوز جمله اش کامل نشده بود که ماشین را به حرکت در آورد و از من دور شد!!!

کد نوشته شده در پشت تاکسی را حفظ کردم وقیافه اش را به خاطر سپردم......

یکسال بعد :

از مدخل به طرف اکسپورت با ماشین نیسانم(پر از فرش) که در آهار کار میکردم در حرکت بودم که ناگهان تاکسی پارسالی را دیدم.

از او سبقت گرفتم تا راننده را ببینم و خاطرم جمع شودکه خودش است.

وقتی خاطرم جمع شد،جلوی او حرکت کردم وسرعتم را بالا بردم.او هم پشت سرمن با سرعت نسبتا" بالایی حرکت میکرد.

یکدفعه پایم را از پدال گاز برداشتم و محکم پدال ترمز را قشار دادم !!!

بنده خدا که فاصله را با من رعایت نکرده بود،نتوانست ماشین را کنترل کند وبا صدای وحشتناکی جلوی تاکسی با عقب نیسان (سپری از جنس شاخه آهن 18)برخورد کرد.

پیاده شد وبا عصبانیت گفت :چه میکنی؟؟!!

گفتم:سکه 5 تومانی داری؟(فکر کرد میخواهم به پلیس تلفن کنم)

سکه را داد و من در جیبم گذاشتم.وگفتم:این سکه از پارسال است .    (15خرداد ودوچرخه)

حالا شما از عقب زده ای و 100درصد مقصری.ماشین من خسارتی ندیده ،میخواهی به پلیس زنگ بزن،نمیخواهی هم زنگ نزن. 

[ چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

[ جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

فرا رسیدن ایام شهادت مولای متقیان حضرت امیرالمومنین امام

علی ابن ابیطالب علیه السلام

رابه همه دوستان تسلیت عرض نموده و در لیالی قدر ملتمس دعای خیر دوستان هستم.

[ چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

سلام.

نماز و روزه ها قبول باشه.

بیشتر بعدازظهرها باتوجه به اینکه 8تا روزه گرفتیم و 3 بار ساعت کاری بانکها تغییر کرد،چندساعتی را در خواب به سر میبرم.(البته به روایتی خواب روزه دار هم عبادت است.)

از این خاطر زیاد فرصت پست گذاشتن ندارم.

دیشب در اقدامی که برای خودم هم جالب بود و شاید هم یک رکورد در این زمینه بود ،به 5 مراسم ختم و چهلم رفتم .

خدا رحمتشان کند.وبه بازماندگانشان صبر دهد.

اول: به کاشان خ طالقانی و ختم آقای احمدیان که پدرخانم همکارم آقای لاجوردی بود.

دوم: به مسجد مختص آباد،ختم خانم داوود محمودیان.

سوم: به حسینیه سلمقان،چهلم مقدم

چهارم: به چهارسوق آران و مراسم پدر دکتر هدایتی

پنجم: به مسجد امام حسین ع و مراسم آقای رضا حاجی

حالا شما قضاوت کنید .با همه بازماندگان این مرحومین هم سلام علیک داریم .وبه قول پدرم  باید این مراسم ها را رفت تا برایت بیایند.

انشااله خدا عاقبتمان را به خیر کند .

 به قول حاج حبیب صالحون بابای مسجد صفاری که میگفت : آنقدر  ختم دراین مسجد دیده ام که مردم تا پیاده رو  بوده اند و مراسم هفتش فقط مسجد نصفش پر شده و چهلم فقط دور مسجد ودر سالگرد چند نفر بیشتر نبوده اند.پس فقط عمل و زاد و توشه بدرد آدم میخوره .

یا در جایی دیگر پدر بزرگم مرحوم حاج استاد مختار تمسکی قبل از مرگش به پدرم گفته بود که میدانم مراسم تشییع جنازه سنگینی خواهم داشت.چون شاگرد آموزش قرآن زیاد داشته ام و با مردم هم زیاد مراوده داشته ام  ولی ان شااله اونی که باید بیاد ،بیاد.

بگذریم این گفته ها دلیل بر نرفتن این مجالس نمیشود ،مجالس ،تذکر است و باید رفت وبا فاتحه ای باعث شادی روح مرحوم یا مرحومه شد و باعث خشنودی و دل تسلای بازماندگان شد. وجالب این است که خودنمایی نکوهش شده ولی در مجالس ترحیم توصیه شده که حتما" خودت را به صاحبان مجلس نشان بده.

خوب دیگه کافیست. التماس دعا

[ جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٤:٥٦ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

از این پس حکایاتی جالب را که پدرم (حاج محمد تمسکی) در گفتگوهای دوستانه مختلف برای جمع در بین صحبتهایش تعریف میکند را هم برای شما وهم برای جمع آوری در وبلاگم با عنوان :    حکایاتی از حاجی می آورم.

منابع این حکایات معمولا" کشکولهای مختلف و داستانهای قرآنی و ...میباشند.

انشاالله هر کس پدرش در قید حیات است خداوند به ایشان عزت وسلامتی و طول عمر عنایت،وهر کس نعمت پدر را از دست داده است خداوند غریق رحمتش نماید.

...وامابعد:

برای شخصی میهمان آمده بود و به هیچ طریقی بعد از چند روز به وطن خود برنمیگشت.

صاحبخانه که از دست مهمان سمج به تنگ آمده بود،با همسایه خود مخفیانه مشورت کرد که چه کنم؟

همسایه گفت: چاره این کار دست من است.

ـچگونه؟

ـمیهمان را برای نشستن به بهانه ای به ایوان بیاور .من از پشت بام تیری به کنارش شلیک خواهم کرد.وقتی که از ترس از جای خود پرید و علت تیر اندازی را پرسیدبه او بگو که مسئله خاصی نیست.

یکبار همسایه ما مهمان داشت، پسرم تیراندازی کرد و ناخواسته میهمانش کشته شد.

ایشان قسم خورده است هر وقت میهمان داشته باشی اوراخواهم کشت!!!

فردا این کار را کردند وجواب داد و میهمان با عجله از خانه ایشان خداحافظی کرد و رفت.

[ دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

[ دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

یکی از همکاران پس ازطی حدود یکسال و نیم  از درمان بیماریش برای تایید اسناد پزشکیش که حدود دو میلیون تومان بود باید به خدمت یک دکتر (معتمد بانک) در تهران میرفت.

از قضا شنیده بود که این دکتر فوق العاده سختگیر و جدی است.

علی قبل از رفتن به تهران خدمت آقارضا اومد وگفت با توجه به تجربه ای که توی برخوردها داری بیا باهم به تهران  و نزد دکتر بریم.

آقارضا گفت من یادت میدم که چکار کنی!

اولا":چشم توی چشم دکتر نینداز و فقط سرت را پایین بنداز و زمین را نگاه کن .

ثانیا":باید چند اصطلاح پزشکی را اشتباه برای دکتر تلفظ کنی تا دکتر ناخودآگاه خندش بگیره و از اصل موضوع دور بشه.

القصه علی رفت تهران و خدمت دکتر مذکور وسلام کرد و پرونده قطور را بدست دکتر داد.

دکتر از بیماری وسیر آن پرسید،علی گفت:مشکل روده داشتم و سه بار پلوپوزکی (اصطلاح صحیح آن: کولونوسکوپی است) شده ام. دکتر با منشی اش بی اختیار خنده اش میگیرد و تمام برگه ها و نسخه ها ،حتی پوشه مدارک را هم مهر تایید است میزند!! 

[ سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب