شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

باور کنید گهگاهی  به شناسنامه ام نگاه میکنم.

اما دیدن این عکسها (باگوشی موبایل ،منزل پدرخانم)هم  مرا امیدوار می کند.

امتحانات این پودمان از سی ام شروع میشود.

آیا سلولهای خاکستری مغزم با کمک آفتاب توکل و آبیاری مطالعه، مانند جوانه این  درخت انجیر،در امتحانات از لحاظ پویایی به کمکم خواهند آمد!!؟؟

 

 

 

[ دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

دیشب پدر یادی از همکار و دوست شاعرش مرحوم سید عبداله مطهری بیدگلی کرد. بریده ای از یک مجله که چند بیتی از مرحوم سید عبدالله مطهری بود،رابه من داد و گفت دوست دارم آنرا در وبلاگت برای خوانندگان ثبت کنی .

من هم به دنبال این کار ابتدا دیوان اشعار ایشان  که به نام "هدیه همایون "است را برداشتم تا چند جمله ای در خصوص ایشان بنویسم .

این کتاب را دو سال پیش فرزند ایشان حاج سید محمد مطهری (پسر عمه همسرم) به من هدیه داده بودند.

اما دیدم آقای حسین بیدگلی کار مرا راحت کرده و توضیحات کافی را در پستی راجع به ایشان آورده اند.(در ادامه مطلب) ببینید .

واما شعر:

"یعنی چه"

برو ای بنده به رزقی که خدا داده بساز

 در دکان خدا ،چانه زدن یعنی چه؟

تو ز معشوقه خویش بیش تمنا داری

 حرف بر عادت دیوانه زدن یعنی چه؟

نافریده است خدا بر سر تو چندان موی

  بر سر طاس دگر شانه زدن یعنی چه؟

عاقبت در طلب شمع،دهی جان عزیز

  این همه طفره چو پروانه زدن یعنی چه؟

ناصحانه است سخنهای من ای دل بشنو

 خنده بر حرف حکیمانه زدن یعنی چه؟ 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

آیین مذهبی سنتی شمع‌گردانی در شهرستان کاشان در شام شهادت امام رضا (ع) بعد از نماز مغرب و عشاء از میدان پانزده خرداد تا مسجد صفاری همراه با سخنرانی و مدیحه‌سرایی در این مسجد برگزار شد. دست بروبچه های مجمع خادمین امام رضا ع کاشان درد نکند.

 واما چند عکس:

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

چند شب پیش حاج آقای حق پرست در خصوص بی وفایی دنیا صحبت می کرد.

داستانی پیرامون آب حیات و حضرت سلیمان ع و خارپشت.

برایم جالب بود. جستجویی در اینترنت کردم و عین آن داستان را کپی و برای شما پیست میکنم:

در قصص و تواریخ آورده اند که وقتی جبرئیل علیه السلام به نزد سلیمان پیامبر آمد، قدحی آب حیات آورد و گفت: آفریدگار تعالی ترا مخیر کرد، بدان که این جام بخوری، تا قیامت زندگانی یابی. سلیمان این معنی را با جن و انس و حیوانات مشورت کرد. همگی گفتند: بباید خورد تا حیات جاودانی یابی.

سلیمان اندیشه کرد که هیچ جنسی از حیوانات باقی مانده که با وی مشورت نکرده باشم؟ او را یاد آمد که با خارپشت مشورت نکرده ام. پس اسب را به نزد خارپشت فرستاد و او را طلب کرد. خارپشت نیامد و امتناع نمود.

حضرت سلیمان، سگ را بفرستاد. خارپشت بیامد.

سلیمان گفت: پیش از آنکه در کار خود، تو را مشورت کنم، بگو اسب را که بعد از آدمی، هیچ جانوری شریف تر از وی نیست، به طلب تو فرستادم و نیامدی، و سگ خسیس ترین حیوانات است بفرستادم بیامدی؛ حکمت چه بود؟

گفت: از آنکه اسب اگر چه حیوانی شریف است، اما وفا ندارد.ولی سگ اگر چه خسیس است، اما وفادار است که برای نانی که از کسی یابد همه عمر او را وفاداری کند. لاجرم به قول بی وفایان نیامدم و به اشارت وفاداری، بیامدم.

پس سلیمان گفت: مرا جامی آب حیات فرستاده اند و مخیر گردانیده که اگر خواهم، بخورم و اگر خواهم رد کنم. همه نظر داده اند که بخورم. تو چه می گویی؟

خارپشت گفت: این جام را تو تنها خواهی خورد، یا با فرزندان و دوستانت؟

گفت: مرا تنها فرموده اند.

خارپشت گفت: پس درست آن است که رد کنی و نخوری.

گفت: چرا؟

خارپشت گفت: چرا که چون ترا زندگانی دراز شود، همه دوستان، زن و فرزندانت پیش از تو بمیرند و ترا به غم هر یکی هزارغم و ماتم روی نماید. و چون یاران و دوستانت نباشند، حیات بی ایشان به چه کار آید؟

سلیمان این رای را بپسندید و آن آب را رد کرد

آری باید به سراغ آن زندگی و جاودان و خوشی رفت که در آن غم و اندوه نباشدو چنین زندگی در بهشت جاودان الهی وجود دارد،که در پرتو ایمان و عمل صالح می توان به آن رسید.سعادتمند کسی است که دنیا و زندگی فانی آن را پلی برای وصول به رضوان خدا و بهشت قرار دهد،تا به زندگی طیب و ابدی دست یابد که گفته اند:برای سعادتمند،مرگ گامی است به سوی کمال ،نه دامی به سوی زوال.

منبعhttp://1ab.blogfa.com/و:http://raykarasa.blogfa.com/

[ شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

البته ما یک تختگاه خانوادگی در امامزاده حسین ع بیدگل،نزدیک مقبره صباحی داریم!

[ جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

دختر بدرالدجا امشب سه جا دارد عزا
گاه مى گوید پدر گاهى حسن گاهى رضا

[ جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

عکس این جغد شاخ دار را در باغ پرندگان اصفهان گرفتم.

جدا از زیبایی آن به یاد کارتون بنر می افتم ،شما چطور؟

[ یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

روزی حضرت سلیمان ع مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.

 از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟

 مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان ع فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان ع که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

[ شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

[ پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

یکی از مستحبات مؤکّد آن است که برای طفل عقیقه کنند. کسانی که قدرت مالی ندارند، هر گاه توانستند آن را انجام دهند و اگر هیچ گاه نتوانستند عقیقه کنند، اشکالی ندارد. و در استحباب عقیقه فرقی بین فرزند پسر و دختر و نوزاد اول و دوم و غیره نیست.

در ارزش و اهمیت این عمل مستحب، همین بس که از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «کُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنٌ بِعَقِیقَتِهِ؛ هر مولودی در گرو عقیقه خود است.» به عبارت دیگر، اگر عقیقه نکند، در معرض انواع بلاهاست.

اما باید دانست که در عقیقه اموری است که توجه به آنها لازم می باشد؛ یا مراعات آنها اولی و مستحب است و یا اصل عقیقه بدون آنها محقق نمی شود، و آنها عبارت اند از:

1. عقیقه حتما باید یکی از انعام ثلاثة باشد؛ یعنی یا از جنس گوسفند باشد که البته بز نیز در این باب با گوسفند یک جنس حساب می شود. و یا از جنس گاو باشد و یا از جنس شتر.

2. مستحب است برای مولود پسر حیوانی نر و برای نوزاد دختر حیوان ماده عقیقه شود.

3. مستحب است عقیقه در هفتمین روز ولادت باشد؛ ولی اگر با عذر یا بدون عذر از روز هفتم تأخیر افتاد، استحباب آن ساقط نمی شود، حتی اگر کودک بمیرد، باز هم مستحب است برای او عقیقه کنند. البته اگر قبل از زوال روز هفتم بمیرد، استحباب عقیقه ساقط می شود. و اگر تا زمان بلوغ عقیقه نشد، مستحب است خودش برای خودش عقیقه کند. یعنی تا وقتی طفل بالغ نشده، استحباب و سنت بودن عقیقه برای پدر طفل است و  پس از بلوغ، بر خود فرزند سنت است که برای خودش عقیقه کند.

بلکه اگر برای خودش در تمام مدت زندگی عقیقه نکرد، مستحب است برای او پس از مُردنش عقیقه کنند.

 صدقه دادن قیمت حیوانی که می خواهند عقیقه کنند، جایگزین عقیقه نمی شود و از آن کفایت نمی کند؛ بلکه خوب است صبر کنند تا عقیقه میسّر شود.

ضمنا"یکی از برنامه های جالب آسایشگاه سالمندان گلابچی کاشان این است که پس از مراجعه وپرداخت وجه معینی ،یک گوسفند از گله بدون اینکه وزن شود ،انتخاب و به نیت شما یا فرزندتان عقیقه می کنند.(قابل توجه کسانی که امکانات و فرصت عقیقه کردن در منزل را ندارند.)

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

یکی میگفت:کد ارتباط با خدا صلوات است.

این جمله خیلی به دلم نشت...

[ دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

دیشب با برادرها و والده (که با حاج شاطر حیدر ،خواهر و برادر رضاعی هستند)، به عیادت ایشان رفتیم.

البته پدر هم خیلی دلش میخواست بیاید اما به دلیل ضعف و ناتوانی  نتوانست.

ما مخاطب بودیم و شاطر متکلم .

یادی از گمبیه حسن آباد و آش جو های، جمعه شبها که البته خیلی هم حال میداد کردیم.

از نان هایی که مرحوم شاطر ابراهیم میپخت و بوی آن  هر عابری سیری را هم گرسنه میکرد.

از نان جوهایی که ایشان و مرحوم پدر از خمیرهایی  میپختند که مردم از خانه با سینی (تف)می آوردند ،گفت.

از خواص نان جو وسبوس آن گفت و ضرب المثلی که مردم بیدگل در قدیم الایام میگفتند :که جو را تو نی کن ،سوار شو  هی  کن

از اینکه به دکتر گفتم:بخیه ها را ریز و گره اش را محکم بزن.

و از امید به زندگی زنان و گور کردن مردان توسط ایشان با ذکر چند نمونه.

مثلا": خانم همسایه مریض بود.حالش را از شوهرش پرسیدم.گفت :"دو روز است که قبله اش کرده ایم و آب هم از گلویش پایین نمی رود."بعد از دو روز مجددا"جویای حالش شدم .مرد گفت:"الحمدلله یه کم سرش یلا تر است."

این نشان به آن نشان دوسال بعد شوهر به رحمت خدا رفت  و خانم ده سالست که زنده است.

...هرکس حاج شاطر را بشناسد و با او صحبت کند از محضرش سیر نمی شود.

خداوند عزیزش شهیدحسین شاطریان را بیامرزد.

 

[ شنبه ٢ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب