شدشدنشدنشد
مابه نیت خیر آمده ایم:شدشد.نشدنشد.احمد تمسکی بیدگلی

چند روزی از ورود آقارضا به یکی از شعبه های روستایی نگذشته بود . یکی از محصولات و تولیدات آن روستا  "عسل" بود. آقا رضا از وضعیت عسل و آوردن آن توسط مشتریان به شعبه از همکاران سوال کرد. درجواب شنید که تا کنون مثقالی عسل توسط هیچ گونه مشتری ای به بانک آورده نشده است.

اگر عسل خواسته باشی باید نقدا"وجه آن را بپردازی تا برایت عسل بیاورند.

آقارضای قصه ما نقدا"وجهی داد و یک شیشه عسل خرید وبه همکاران قول داد که بوسیله همین یک شیشه ,عسل صبحانه یکسال شما را رایگان تامین میکنم.و اما چگونه؟؟!!

برچسب شیشه عسل رابا آب داغ جدا کرد و شیشه عسل را به اولین تولید کننده عسل که به شعبه آمد ,نشان داد و پرسید:کیفیت این عسل چطور است؟طرف با قدری بو کردن و چشیدن گفت:هی بدنیست.

آقارضا گفت:حقیقتش من برای تهران حدود یک تن (1000 کیلو) عسل میخواهم اگر شما عسل بهتر از این داری برای نمونه یک کیلو برایم بیاور تا امتحان کنم! بنده خدا سریع  یک کیلو عسل آورد و آقا رضا هرکاری کرد طرف پولش را برنداشت!

همین عمل را با حدود 10 نفر تولید کننده عسل تکرار کرد و عسل  یکسال صبحانه تامین شد.!!!!

[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

یکروز برای خوردن صبحانه رفته بودیم آبدارخانه بانک

یکی از همکاران شیشه ای حاوی چند زالوی زنده دردست داشت واز خاصیتهای مختلف زالو درمانی داشت میگفت که البته کمی اغراق کرد .آقا رضای قصه ما که خودش اهل دروغهای بی ضرر (چاخان) هست,خیلی بهش برخورد وبرای اینکه کم نیاره بدون درنگ گفت:این که چیزی نیست.درجنگ جهانی دوم وقتی دست یا پای سربازان قطع میشد,از زالوهای دوسره بجای رگ در پیوند عضو قطع شده استفاده میکردند!!!!!!!

 

[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

کاربردهای مختلف " مردن " در فرهنگ ما !!

 
برو بمیر : برو گمشو !
 
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
 
می میرم برایت : عاشقتم !
 
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
 
مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
 
نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
 
مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
 
مرده : بی حال !
 
مردنی : نحیف و لاغر !
 
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گویی
[ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

مهدی جان!

از دوری تو غمین نالان هستیم  

  وز کرده خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر میپرسی   

  از کوفه ولی مقیم ایران هستیم

از جور زمانه ما شکایت داریم     

  اندازه کوه و صخره حاجت داریم

هرجمعه که شد بیاکه ما منتظریم 

   این هفته فقط نیاعروسی داریم

صدموعظه کن ولی ز تسلیم نگو 

  ازخمس و زکات وضرب وتقسیم نگو

آقاتوبیا ولی فقط با یک شرط

 از آنچه که ما دوست نداریم نگو

 

[ جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

ازاین به بعد سعی خواهم کرد خاطراتی از یکی همکاران به نام آقارضارا در وبلاگ خود بگذارم.

آقارضا شبی خسته وکوفته با خانواده بعد از چند ساعت رانندگی به شهر دامغان میرسند.

القصه دختر آقارضا هوس پیتزا میکنه .میگفت همه شهر را گشتیم تا یک پیتزا فروشی پیداکردیم که از شلوغی قیامت بود.

رفتیم داخل برای سفارش .اون آقای نه چندان مهربان سرش را هم بلند نکرد وگفت :یکساعت دیگه پیتزا آماده میشه. گفتیم: مسافریم .بچه خوابش میاد .دریغ از هیچ توجه . توفکر بودم که چکار کنم که دیدم یکی از دوستان پیتزا فروش علت شلوغی را از او میپرسه .و او در جواب میگه که فر پیتزای ما کشوی است وگنجایش زیادی ندارد وتصمیم دارم یک فر دوار بخرم تا گنجایش زیادتری داشته باشه.

من که این صحبتها را از کنار میشنیدم بعد از3دقیقه جلو رفتم و کنجکاوانه به داخل کارگاهش نگاه کردم .آقای پیتزا فروش گفت بفرمایید .من هم خودم را تولید کننده فر دوار در تهران معرفی کردم. ایشان مرا تحویل گرفت و بعد ازاینکه چند سوال تخصصیش در خصوص فر دوار را ماهرانه وبا خونسردی پاسخ دادم ! ایشان بلافاصله سفارش پیتزای مرا گرفت و اولین پیتزایی که از فر بیرون آمد را به من داد و هنوز هم منتظر تماس من برای سفارش فر دوار است!

[ جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

حادثه ی تلخ  و جانسوز درگذست مهندس ابراهیم علیجان زاده آرانی که در کوران برف و سرمای کوه ، جان به جان آفرین تسلیم کرده است رابه خانواده های محترم علیجانزاده وصدر وکلیه دوستان تسلیت عرض مینمایم.تمسکی

ضمنا"این عکس درپارک شادی در نوروز89 بعد از گردهمایی اعضای قدیم اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان میباشد.    روحش شاد.

[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

خداییش امام رئوف لقبی است که به دل هرشیعه میشینه . آقا دوستت دارم.

[ سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

سلام.آموختن قرآن را در تابستان1360که اول ابتدایی را به پایان رسانده بودم نزد پدربزرگ خودم مرحوم حاج استاد مختار تمسکی شروع کردم. جالب این است که کلاس ما باچند همشاگردی در سنین مختلف در حیاط خانه ایشان بود . ضمنا" ترکه انار (چوب باریک درخت انار) یکی از وسیله های کمک آموزشی ایشان بود.که البته غالبا" از آن استفاده ای نمی شد.

در قسمت ذیل مطلبی از سایت مکتب بیداران که به کمک عمویم حاج حسین تمسکی نگاشته شده است را می آورم.روحش شاد وراهش پر رهرو.

پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۵۸ مدیر سایتhttp://www.maktabebidaran.ir/

استاد مختار تمسکی

اشاره

سال ها، می گذرد. خشت خشت خانه ها از هم فرو می پاشد و استخوان تن مردان وزنان، متلاشی شده و می پوسد. شاید از صاحب آن پیکر پوسیده هنوز، اثری و نام و نشانی مانده باشد. آری، این است رسم عجیب روزگار؛ قصه باد خزان و برگ و بار. آدمهایی که می روند و از آنها فقط خاطره ها به جا می ماند. 

از کوچه های باریک و قدیمی شهر می گذریم؛ خانه هایی خشتی با پوششی از کاه و گل. این جا اگر دل بسپاری آنچه به جان می شنوی آهنگ عشق است و امید و نشاط؛«الف دو زبر اَنُّ دو زیر اِنُّ دو پیش اُّن. ب دو زبر بَنُّ دو زیر...»

در و دیوار این دیار، تصویر کودکان معصومی را در خود به یادگار دارد که هر روز با شور و نشاط در برابر استاد، زانوی ادب بر زمین می زنند؛ تنها به آن امید که روزی بتوانند کتاب مقدس خدا را بخوانند.

آری، اینجا مکتب قرآن است. 

مکتب های قدیمی با تمام سادگی شان، پشتوانه علمی جامعه امروز می باشند؛ مکتب هایی که در آن علاوه بر قرآن، گاه فارسی قدیم و حساب سیاق هم آموزش داده می شده است.

از چوب و فلک که لازمه تأدیب بچه های تخس و بلا بوده بگذریم، خود مکتب داران، افراد صاحب وجهه ای بوده اند که یا  در لباس روحانیت بوده و یا به دلیل توان خواندن و یاد دهی، با عنوان«ملا» و «استاد» شهرت می یافته اند.

از مهم ترین این مکتب ها در بیدگل می توانیم به مکتب حاج ملامحمود محمودیان، ملامحمدجعفر جعفری، آقا حسن صباحی و... اشاره کنیم.

ولی آن چه در عصر ما شهرت بیشتری دارد مکتب استاد مختار تمسکی است.

 

*****

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]

جهان درانتظارعدالت.عدالت در انتظارمهدی عج

 

[ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]


      امید بخش ترین آیه قرآن  در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت
على(علیه السلام ) به این مضمون نقل  شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و
فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه"ان
الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء" (خداوند هرگز شرک را نمى
بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48 امام
فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ،  بعضى گفتند آیه"و من یعمل  سوء
او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد
یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد
یافت) سوره نساء آیه 110  امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .  بعضى
دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله
ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من که دراثر
گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏خدا همه
گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53  امام فرمود
خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا  فعلوا
فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا
الله" (پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود
ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است
جز خدا که گناهان را بیامرزد)  سوره آل عمران آیه135 باز امام فرمود خوبست ولى
آنچه مى خواهم نیست .  در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و
همهمه کردند  فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه
دیگرى در این زمینه سراغ نداریم .  امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم
که فرمود: امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ
النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ
السَّیِّئَاتِ ذَٰلِکَ ذِکْرَىٰ لِلذَّاکِرِینَ ﴿هود: ١١۴﴾  و فرمود: اى على!
آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که
برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به
قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار مى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى
نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى
بکند نماز بعدى پاکش می‏کند،  آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد  بعد فرمود: یا
على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در
خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود
را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت
من همین حکم را دارد


[ یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمد تمسکی بیدگلی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

سلام .کارمند بانک هستم.به دنیای مجازی علاقه مندم.مطالب مختلفی را در وبلاگم میگذارم و سعیم سازنده و پویا بودن مطالب است.عنوان وبلاگم را در مباحث کلی و اساسی تعمیم ندهید.به نظرات احترام میگذارم و انتقاد منصفانه را می پذیرم. اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دوستان
موضوعات وب
 
امکانات وب